الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

272

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نگاهى به حسن كرد ، فرمود : يا حسن آيا به شانهء پدرت مىروى ؟ عرض كرد : يا جداه ! به خدا قسم كه شانهء شما را دوست‌تر دارم تا شانهء پدرم ! سپس رو به حسين كرد و فرمود : حسين جان ! به شانهء پدرت مىروى ؟ عرض كرد : من هم همان حرف را مىزنم كه برادرم زد . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : خوب مركبى است مركب شما و خوب سوارانى هستيد شما دو تا ! و چون به مسجد تشريف آورد ، فرمود : اى عزيزان من ! به خدا سوگند كه شما را گرامى مىدارم به آنچه خداوند شما را گرامى داشت ، سپس دستور داد منادى در شهر مدينه ندا دهد ! مردم در مسجد جمع شدند ، پس به پا خاست و فرمود : اى تودهء مردمان ! آيا شما را بر بهترين مردم از نظر جد و جدّه خبر ندهم ؟ عرض كردند : چرا يا رسول اللَّه ! فرمود : حسن و حسين كه جدّشان محمد و جّده‌شان خديجه است . سپس فرمود : اى تودهء مردمان ! آيا شما را آگاه نسازم از كسانى كه از نظر پدر و مادر از همه كس بهترند ؟ و همچنين از جهت عمو و عمه و دايى و خاله . . . ؟ « 1 » 2 - اربلى از جابربن عبداللَّه نقل كرده ، مىگويد : بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد شدم در حالى كه او روى چهار دست و پا راه مىرفت و حسن و

--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 162 .